چقدر با اخبار تکان دهنده تکان خوردیم؟

در عین مخالفت اکید با بلاگ نویسی بعضی اوقات مجبورم که بنویسم. این چند خط در تعطیلات نوروز نوشته شده بود اما دلیلی بر انتشارش ندیدم. اکنون گویا دلیل هست! سیرک پردیسان!...

وبلاگستانمان سبز شده. یا حد اقل قرار است بشود. نظرهامان سبز شده. "ابتکار"ها سبز شده اند و ایده ها همه سبزند. اما گلی نیست. محصولی نیست. اگر هم هست جز سیاهی رنگی ندارد. یا تا امروز نداشته.

خبرها داریم و نشر میدهیم. معتبر ترینمان خبرنگارند. جایزه بگیر ها (نه به معنای خیابانی آن) همه در کار خبرند. اخبارهاشان همه  تکان دهنده. ما هم با هر خبری تکانی میخوریم، می لرزیم.....چون بیدی به هر بادی...! اما چقدر باید تکان بخوریم؟ و با چه هدفی؟ فرد فردمان و به نام ناممان بلاگ داریم و خبرسازیم.....خبر داریم یا خبرنگار. ایده هم کم نداریم. ایده های بکر وزیبا. عمل هم کم نکرده ایم... اما عملهامان در حیطه بلاگمان سرگردان است. ایده هامان هم.

بلاگها بلای جان سبزمان شده و تفکر سبز نمادی از تمدن و منورالفکریمان. اما وزنمان؟ در حد هیچ! فقط حرفیم. اگر هم عمل باشیم فقط طغیانیم و  تحصن! برای سیرک، برای فلامینگو، برای هامون، بختگان، و برای دلفین های خلیج عزیزمان.

از زمانی که مدیران یکی دو گروه از سمن ها (سازمان های مردم نهاد) به نیت تکیه زدن بر کرسی ریاست سازمان محیط زیست نوچه ها استخدام کردند و نوچه پروری کردند سالها گذشته. نه نوچه ها در سایه اربابان چاق شده اند نه اربابان به رغم تلاش نوچه ها در حد و اندازه مدیریتی نزدیک به معاونت اولین شخص اجرایی مملکت نمایانده شده اند. آنچه بود تخیلاتی حبابین بود برای ارضای تمایلات اشخاصی که چندان علاقه ای به عمل نداشتند و تمام علایق به پسوند و پیشوند اسامی ختم میشد. امروز تفاوتی اما هست. معاونین اجرایی سابق اکنون وبلاگ نویسند و سبز اندیش! هوبره های تقدیمی به اعراب نیز فراموششان شده. مجوزهای شکار ویژه نیز. و طالبین صندلی ایشان هم گویا فراموش کرده اند همه چیز را! اما من با حافظه اندکم به خاطر دارم. که مبتکر سبز در گذشته مغضوب عده ای از "ان جو او" ها بود. اکنون اما "ابتکار" به صف وبلاگیان پیوسته! سبز است اما سبز- سیاسی. هنوز هم سبز سبز نیست! قطعا" دیگر کسی آرزوی صندلیش در سر نمی پروراند....(شاید همین نکته که دیگر جایگاهی برای حسرت ندارد سزای مدیریت سابقش باشد!)

اگر دو فردای دیگر جوادی نیز بیاید و سبز- سیاسی بنویسد چه میگوییم؟ و چه میگوید؟ حتما خوشامدش پیش پیش نوشته خواهد شد! اما سیرکش چه؟ یوزش؟ و گورش؟ فراموش خواهد شد؟ بد قولیهایش؟ اینکه سیرک و دلقک بازی عزیزانش در جوار سازمانش چه خونی به دل ما کرد و نتیجه چه شد! اینکه 7 اردیبهشت وعده ای داشت و چه شد! شک داشتیم که "داریس تونی" بساط بر چیند! اما یقین کردیم که برنخواهد چید! از اخبارش لرزیدیم! باز هم بلرزیم که سیرک و دلقک بازی و حیوان رقصانی محیط زیست تمامی ندارد؟ که مانده است تا پارک پردیسان تفرجگاه بماند و حیواناتش یکی یکی بمیرند؟ بچه یوز جدید پردیسان گویا "ماریتا" نشده مرد و سهم غذای اندکش را به شیرهای سیرک تقدیم کرد. سیرکی که تا سهم طبیعتمان را تمام نکند رفتنی نیست.

چه کنیم؟ تحصن؟ یا فقط غرولندکنیم؟ در بلاگهامان مطلب بزنیم؟ گفتگو؟ شکایت؟ یا فراموش؟ تفکرات سبزمان راچه کنیم؟ بایگانی موقت؟ وجدانمان را چه؟ حیوانات معصوم سیرک راچه؟ و اگر باز هم نشستیم و حرف زدیم....آینده را چه؟

جوادی باید نگاهی به صاحب مسند قبلی صندلیش داشته باشد. او همیشه بر آن صندلی نخواهد بود و همیشه مصون از انتقاد. اگر توانش باشد او هم روزی بلاگی خواهد داشت. اما شاید جوادی سبز را بر نگزیند! چرا که رنگ شرم بدقولان سبز نیست!

 

 

/ 10 نظر / 157 بازدید
سلول

سلام . در مورد عملکرد افراد ،نظر بنده این است ، باید فرصت تجدیدنظر و تحول بدهیم به همه’ افراد - مخصوصا تحول مثبت - البته به این شرط که خالصانه وصادقانه باشد نه از روی ر یا و یا از بهر آمال دنیوی و حکومتی . حداقل"سبزها" باید همیشه با روی گشاده از هر فردی که به سویشان می آید استقبال کنند ... به قول شاعر : صدبار اگر توبه شکستی ، باز آی ... نباید افراد را در موضعی قرار دهیم تا حتی اگر خودشان پی به مشکلات گذشته بردند ،حالا از ترس شماتت و سرزنش "یاران جدید" جرات ابراز عقیده و افشای تحول درونی را نیابند . این مطلب را کلی عرض نمودم و قصد اشاره به هیچ فرد خاصی را ندارم . همگی سبز باشید و شاد .

سلول-2

در مورد اخبار تکان دهنده هم - ضمن ابراز تاسف همیشگی ! - فقط باید امید خویش را ازدست ندهیم .امید به آینده ای روشن تر . [گل]

مرجانك

عزیزم 1- با پست جدید " جهل و خرافات " به روزم . 2- با کسب اجازه وبلاگتان را لینک کردم .

نيايش

سلام اگر كشتي انسانيت غرق شود ، همگي انسانها مقصريم ومحكوم به غرق شدن آياوقتي ما آدما به هم دروغ مي گوئيم هرگز فكر كرده ايم كه با دروغ گفتن ازفضائل انساني دورمي شويم؟ براي گره گشائي مشكل خود به دروغ متمسك مي شويم ولي چرا غافليم كه مشكل گشاي حقيقي يعني آن خالق هستي ما را از دروغ گوئي منع فرموده اگر دروغ نگوئيم آيااو قادر نيست مشكل ما را حل كند ؟ آيادروغ گفتن ما به اين معني نيست كه به قدرت او شك داريم ؟وآيا صداقت وراستگوئي به معني توكل واعتماد ما نيست ؟ به نظر من اگر قصد ساختن و اصلاح عالم را داريم بايد در ابتدا ازانسانيت خودمان شروع كنيم آيا موافقيد ؟ منتظر نظر وديد گاه شما در وب خود مي مانم موفق باشيد http://dosttii.blogfa.com

دلخون

سلام پاکبان محیط زندگی خود باشیم با دو دلنوشته ..زمین پاک آئین من و توست ... لب ساغر ..چشم براه حضور سبز شما هستم

ژاله

سلام آقا شهرام.. یه سر به وبلاگ زیر بزن kkiiaannaa.blogfa.com

میکائیل

قائل شدن حق زیست برای حیوانات از برترین نشانه های انسانیت است.

سالار

درود مطلب زیبایی بود مثل همه مطالب قبل نویسا مانی

سالار

درود مطلب زیبایی بود مثل همه مطالب قبل نویسا مانی

باران

یه وبلاگ هست که تازه امروز متولد شده . قراره در مورد حیوونا و محیط زیست بنویسه . نمی خوای تولدش رو تبریک بگی؟[چشمک]