آنها را نکشید، هیچ کس به آنها محبت نمی کند.

کمیت موش، کیفیت mouse

این فقط خودروی خارجی‌ نیست که در مقایسه کیفی گوی سبقت از نمونه داخلی‌ ربوده باشد، هرچند کهدر تولید کمی نمونه داخلی‌ رکورد دار باشیم. در اروپا و آمریکا، قیمت هر جفت موش به عنوانحیوان خانگی بین ۴۰ تا ۱۰۰ دلار است و در هر پت شاپی قابل تهیه. از نظر هوش در حدی است که به شنیدناسمش واکنش نشان میدهد و به خوبی‌ دست آموز میشود. در قفسهای بسیار شیک و پر از وسایل بازیزندگی‌ می کند محیط زیست را آلوده نمی کند و برای تفریح تکثیر میشود.

در شبه قاره هند گاه مورد پرستش قرار می‌گیرد و از در و دیوار معابدی که برایش ساخته اندبالا میرود. غذای پیشکش آدمها را می‌خورد و هیچ کس توان چپ نگاه کردن به او را ندارد[5].


در افریقا شرایط کمی‌ متفاوت است[6]. برخی‌ قبایل آنها را شکار می کنند و از آن سوپ موش آب پز یاکباب موش تهیه می کنند.[7] در آسیای جنوب شرقی‌ نیز مثل هر جنبنده دیگری، برای خوراک موش دستور‌های مختلف آماده سازی وطبخ موش وجود دارد.


در ایران اما موش هم ردیف طاعون و وباست و اگر سفید باشد هم ردیف آزمایش و تشریح. مردم بعد ازگذشت ۳۰ سال از ریشه کن شدن وبا، از آب لوله کشی‌ به وبا مبتلا میشوند و موش‌ها چه شهری و چه آزمایشگاهی، عاقبتی جز مرگ دردناک ندارند.

انسان، حیوان، طبابت

می‌ گویند حیوانات ناقل بیماری هستند و از میان آنها، موش و سگ و گربه از سایرین ناقل تر. طاعون ووبا، کیست هیداتیک و هاری، و توکسوپلاسموز برای موش، سگ و گربه اسطوره هایی غیر قابل تغییر شده اند وما فراموش می‌کنیم که تمام بیماری‌های انسانیمان با انسانهای دیگر مشترک است؛ از سرما خوردگی وطاعون و وبا... تا ایدز! از ماسک استفاده نمی‌کنیم، با دست نشسته غذا می‌خوریم، گوسفندی که تاییدیه دامپزشکی ندارد را به ضمانت چو بدار، سالم‌ترین می پنداریم، آب آلوده می‌خوریم، خون گوسفند قربانی را با دست بهقالپاق و پلاک ماشین جدید می مالیم تا از گزند بلایا دور باشیم و حتی گاه سرنگ مشترک استفادهمی‌کنیم! اگر بشنویم این اعمال روزمره در انتقال بیماری‌های اسطوره‌ای منتسب به حیوانات موثرتراست فقط لبخند می‌زنیم ولی‌ به هنگام کشتار سگ و موش و گربه همگی‌ تخصص و توجیهات علمی‌ آنچنانیداریم. به این گونه حیوانات شهری را می کشیم و بدون توجه به اینکه نباید به چو بدار گوسفند زندهفروش کنار اتوبان اطمینان کرد، بیماری‌های گوشت گوسفندانش را نیز به همان حیوانات منسوب می‌کنیم. آنفلوانزای پرندگان، خوکی و بزی می سازیم و آنفلوانزای انسانی‌ را فراموش می‌کنیم. بدون توجه بهاینکه در کشور‌های مسلمان خوک مصرف خوراکی ندارد، هنوز عامل انتقال آن را خوک میدانیم نهرعایت بهداشت انسانی‌.

سوسک ها، موش ها، حق حیات

موش‌ها به لحاظ شباهت ژنتیکی در آزمایشگاه ها پیش مرگ ما میشوند و در جوی‌های آب، قربانی اشتباهات ما، بدوناینکه بدانیم اگر در شرایط کنونی در این شهر موشی نباشد، سوسکها چه خواهند کرد. بدون اینکهذرّه‌ای توجه داشته باشیم به سوسکها و مگس‌ها که در منزلمان منزلی دارند بس آلوده تر از جویهای آب؛ و صد البته بدون اینکه لحظه‌ای فکر کنیم که آفریدگار موش و طاووس یکی‌ است و هر دو را حقی‌برای زندگی‌ داده. در احکام مراجع تقلید کشتن جانوران مضر، در صورتی‌ مجاز دانسته شده که راه دیگری برای دفعآنها نباشد و واضح است که چنین کشتنی حد اقل دو شرط دارد: اول اینکه ضرر حیوان برای انسان ثابتشود و دوم اینکه راه دیگری برای دفع نباشد. آزار هیچ حیوانی هم ولو مضر جایز نیست. حیوانات شهری حق حیات دارند، اما به تعداد قابل تحمل. هر حیوانی در صورت ازدیاد غیر قابلکنترل، انگل نام می‌گیرد و انگل نیازمند مبارزه است، ولی‌ دلیل تبدیل موش‌های شهری به انگل، اشتباهات واضح انسانی‌ است.

اشتباهات ما، کشتار آنها

افتادن و شکستن تنگ ماهی‌ قرمز، کلیشه‌ای است که در بسیاری از فیلم‌های ایرانی‌ تکرار شده، کلیشه‌ای کهحاکی از اضطراب یا شنیدن خبری است بد. بالا و پایین پریدن ماهی‌ قرمز در میان شیشه خرده‌هامادام که هنرپیشه فیلم طبق فیلمنامه به دادش برسد برای سازنده احتمالاً صحنه‌ای است کهچندین بار برداشت شده تا اثرگذارتر باشد. فیلم آرواره ها، کوسه‌های سفید را جنایتکارانی تصویرکرده که بی‌ دلیل به انسان‌ها حمله می کنند و پاره پاره کردن انسان تفریح آنهاست. ژورنال‌ها همواره کوسهرا درنده خوی دریاها تبلیغ کرده اند و گروه‌های معدوم سازی کوسه تحت عنوان ایمن سازی دریا تشکیلمیشود بدون اینکه اعلام شود آمار مرگ و میر سالانه توسط حمله کوسه سفید در جهان به عدد ۷ محدودمیشود.[8] این در حالیست که سالانه بالغ بر ده هزار نفر به دلیل شوک آنافیلاکتیک حاصل از گزش زنبورجان خود را از دست میدهند. خفاش‌ها را خون آشام میدانیم در حالی‌ که همین موش‌های پرنده،روزانه چندین تن حشره را شکار می کنند و اگر نباشند، حشرات غوغایی خواهند کرد. گرگ را درطبیعت وحشی میدانیم و برای بریدن سرش جایزه میدهیم، ولی‌ به سگ‌های اهلی خون می خورانیم که....

در این بین متاسفانه برخی‌ گروه‌های طرفدار حیوانات نیز دلیل تعداد اندک و برای اثر گزاری بر مردم،بجای برخورد با باور‌های اشتباه مردم گاه با اخبار ژورنالیستی نفت بر آتش میریزند و اطمینان مردمرا از حامیان واقعی حیوانات سلب می کنند. زمانی‌ که از بام خانه‌ها صدای غار غار بلند است تبلیغمی کنند که در تهران کلاغی دیده نمی‌شود. در نمایشگاه کتاب میخوانیم در تهران دیگر پرستوییوجود ندارد. در اخبار می‌گویند گنجشک رفت، قمری رفت و اخیرا پروانه هم رفت. اما مردمی کهمیدانند پرستو کوچ رو است یا پروانه از اوایل بهار تا اواخر پائیز به شکل پروانه دیده فعالیت داردچه فکر خواهند کرد؟

شاید بهتر باشد بجای این اخبار، مردم بدانند در قلب تهران چرا موش زیاد است و چگونه کشتهمیشود. بدانند که سگ‌ها و گربه‌ها چگونه اتلاف میشوند و شاید بهتر باشد مسوولان به جایترساندن مردم از حیوانات شهری، راه صحیح زندگی‌ در کنار آنها را آموزش دهند. مردم در فیلم‌هایراز بقا دیده اند که مجری فیلم به شیر‌های در حال غذا خوردن نزدیک میشود و با صدای دست او، آنها بهچندین متر دورتر میروند تا مجری طعمه آنها را به تصویر بکشد و شاید بد نباشد مردم خطراتژورنالیستی حیوانات شهری را با رفتار سلطان حیوانات مقایسه کنند. بهتر است آموزش دهیم به دلیلخطرات انسان، حیوانات ترس بیشتری از او دارند.

اغراق و راه حل بی‌ حاصل

گاه ترس‌های شایع انسانی‌(فوبیا) در نشریات و خبرها منتشر میشوند.[9] ترس از ارتفاع، ترس از آب، ترس ازفضای بسته و ترس از حیوانات. این ترس‌ها عمدتاً راه حل‌های منطقی‌ و روانشناسانه دارند اما در یکمورد و فقط همین یک مورد راه حل غریب است: ترس از حیوانات. تا به حال کسی‌ برای آرامش همسرش اقدامبه نابود کردن آسانسور، هواپیما و پرتگاه نکرده، اما به ترس از حیوانات که میرسیم، هموارهکشتن تجویز میشود. کشتنی که تا کنون موفق نبوده و صحنه‌های زننده نیز ایجاد کرده، و صدالبته خوش شانسیم که کسی‌ از درخت و بوته نمیترسد. خطر موش، سگ و گربه نیز کم و بیش چنین است اینکه کدام موش جرات کرده به انسانی‌ نزدیک شود وباعث گزش و بیماری و ترس او شود کمی‌ مبهم مینماید و برای جلوگیری از این خطرات شاید بهتر باشدافراد کنجکاو را از دست کردن در لانه موش بر حذر داریم و برخی‌ را از سنگ پرانی به سگ و گربه.درمان این افراد هزینه بسیار کم تری خواهد داشت.

ک مثل کپل...

ارگان‌های مسوول تا کنون به چندین روش اقدام به اتلاف حیوانات شهری کرده اند. از تیر اندازی تا تلهگذاری و مسموم کردن آنها توسط کارمندان مربوطه. روشهایی که نتیجه‌ای نداشته یا نتیجهحاصل اندک بوده. روش‌هایی‌ که مجریان آن در کودکی احتمالاً با مدرسه موش‌ها سرگرم می‌شدندو امروز برای سرگرمی کودکانشان انیمیشن راتاتویی موش سر آشپز نمایش میدهند و بی‌شک درقبال کار روزانه‌شان توضیح قابل پذیرشی برای کودک نخواهند داشت.


روش های غیر انسانی‌ و مضر

از یکی‌ دو دهه قبل تا کنون برای اتلاف حیوانات شهری روش‌ها و وسایل مختلفی‌ به کار گرفته شده:

- تله‌های کشنده فنری: این دام‌ها با ضربه منجر به اتلاف جوندگان کوچک میشوند. برای شارژ و کار گزاری مجدد نیازمند تماس دست و شارژ فنر برای عمل مجدد هستند. اجساد متلاشی شده به اینروش خود آلوده کننده محیط بوده و در صورت عدم جمع آوری به موقع، توسط سایر جانوران بهعنوان منبع غذایی مورد استفاده قرار میگیرند که انتشار بیشتر آلودگی را در پی دارد.


- توزیع غذای کشنده یا مسموم: استفاده از طعمه‌هایی‌ که ترکیبی‌ است از قطعات اسفنج، چربی‌ و خردهشیشه باعث جلب موشها توسط بوی چربی‌ شده و بعد از مصرف توسط موش، منجر به ایجاد زخم وخونریزی در مجرای گوارش حیوان میشود. حیوان مصدوم بعد از تحمل رنج و سختی فراوان با گذشتچندین ساعت تا چندین روز به دلیل خونریزی گوارشی از بین میرود.

طعمه‌های مسموم نیز علاوه بر آلوده سازی محیط زیست، منجر به فلج عصبی یا عضلانی شده، پس از گذشت مدت طولانی تحمل درد و رنج، انقباضات شدید عضلانی، تهوع و دل درد، حیوان را از پای در می‌‌آورد.[10] در هر دوی این روش‌ها جانور با احساس کسالت به خانه امن خود در سوراخ‌های زیرزمینی پناهمیبرد و پس از مرگ متلاشی شده یا توسط سایر حیوانات خورده میشود. زجر آور بودن و آلودگیحاصل از این روش قابل چشم پوشی نخواهد بود. لازم به ذکر است که پس از مدتی‌ حیوانات به سم‌هایبه کار رفته ایمن شده یا با مصرف سبزیجات دارای ویتامین K سم را بی‌ اثر می کنند.[11] از طرفی‌ به دلیلبرخورداری از هوش و قوه بویایی مناسب، گاه از مصرف آنها خود داری می کنند. در سالهای گذشتهارگان‌ها برای جمع آوری موش‌های مرده اقدام به خرید کیلویی جسد موش از مردم می کردند کهمشکلات بهداشتی آن برای مردم نیاز به توضیح ندارد.

- تله‌های چسبی: این دام‌ها با جذب حیوان به سمت سطوح چسبناک، سبب چسبیدن آن به سطح دام شده و تقلای هر چه بیشتر برای رهایی، باعث درگیری بیشتر خواهد شد که ماحصل شکستن انگشتان، دست و پا وگاها دم خواهد بود. جانور برای مدت طولانی در شرایط غیر قابل توصیف زنده خواهد ماند و درصورت عدم جمع آوری به موقع و معدوم سازی صحیح، از گرسنگی خواهد مورد. گزارشات شاهدان از نحوهجمع آوری و اتلاف آنها نیز گویای روشهای بدوی و شنیع اتلاف آنها به شکل له کردن توسط انسان یاماشین است. این دام ها برای سایر موجودات و پرندگان نیز خطرناک بوده و لازم به ذکر است که تولید و فروش این گونه تله به دلیل زجر دادن خارج از حد حیوانات از طرفگروه‌های طرفدار حقوق حیوانات در کلیه کشورهای پیشرفته شدیدا مورد انتقاد و مبارزهقرار دارد.

- تیر اندازی مستقیم: این روش سالیان متمادی برای اتلاف سگ و گربه مورد استفاده بوده ظاهراًاخیرا توسط تفنگ‌های ساچمه‌ای برای موش‌ها نیز به کار میرود.[12] فارغ از خطرات تیر اندازی در محیطشهری و آلودگی حاصل از متلاشی شدن و خونریزی، در موارد غیر قابل چشم پوشی حیوانات زخمیو نیمه جان به حال خود رها شده یا در مکان‌های دیگر تلف شده و باعث آلودگی میشوند و یا باسختی فراوان به زندگی‌ ادامه میدهند. تیر اندازان گاه رغبتی برای صید حیوان مصدوم ندارند. درمقابله با موش و جوندگان کوچک به این روش، آمارهای ۳۰۰

/ 4 نظر / 106 بازدید
پگاه

واقعا ممنونم.مطلب فوق العاده كامل و عالي بود.اميدوارم موثر باشه.[گل]

ژاله

سلام حامی حقوق حیوانات.. باور کن مدت زیادی بود چنین مطلب تاثیر گذاری نخوانده بودم.. عالی بود.. عالی.. حقا"‌که حامی هستی... لینک را اضافه کردم در وب لاگم تا دوستان بخوانند. [گل][گل]

ژاله

درضمن شهرام عزیز من موش ها را خیلی دوست دارم و حتی سوسک ها را هم نمیکشم.