دیده بان حقوق حیوانات ایران

حمایت از حقوق حیوانات

شلیک نکنید! بهار فصل زندگیست
ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٦ 

هم زمان با نمایشگاه محیط زیست، سفری داشتیم به شهر زیبای کرمان. بر خلاف پیش بینی خیلیها- من جمله خود من- این بار گویا نه از تشکلها خبری بوده و نه از مباحثات بین حامیان حیوانات و شکارچیان. اما در کرمان همایشی بود تحت عنوان "نقش رسانه ها در گردشگری". همایشی بی نظم، بی نظم و بی نظم.... که از خوب یا بد حادثه، در اتاق روبروی هتل محل اقامت ما میهمانی داشت لطیف تر از برگ گل. فردی که حامیان حیوانات، گیاهخواران و علاقمندان و فعالان حقوق حیوانات را انسانهایی "سانتیمانتال" میداند و تفکرشان را "سانتیمانتالیسم". شکارچی پیر، محمد علی اینانلو، میهمان ویژه همایش کرمانیها، از پشت در و صرفا" از تن صدایش قابل شناسایی بود و البته از لحنش که با افتخار اعلام می کرد به دلیل بی نظمی از بدو ورود مثل ... پاچه همه دست اندرکاران همایش را...!

کوچکی دنیا باور کردنی نبود! شکارچی پیر، روزی بت خیالم بود. سالی 44000 کیلومتر سفر زمینی، راه بلد تمام جاده های خاکی کشور، سردبیر "شکار و طبیعت"، طبیعت مرد(!!!)، آشپز چیره دست، راننده حرفه ای، خلبان، بیابان رو، عاشق طبیعت(!!!) و.... خواصی بود که از او بتی ساخته بود در ذهن کودکیم. حق داشتم که از دیدنش بعد از یک آشنایی دیرین شاد باشم چرا که در برنامه تلویزیونی این شخص، تحت عنوان "با طبیعت" به دلیل ممنوع الچهره بودن او، دیدن چهره اش مقدور نبود و بازترین تصویر ایشان گوشه سبیلی بود در پیش زمینه والبته طبیعت هم در پس زمینه!

از کودکی عاشق حیوانات بودم و گیاهان، اما آغاز فعالیتم در زمینه حیوانات مصادف بود با انتشار نشریه شکارچی پیر، "شکار و طبیعت" و پیگیری کتبی اشتباهاتی که در مقالاتش چاپ شده بود. به خاطر دارم که در همان دوره هم بحث بر سر نام"شکار و طبیعت" یا به زعم خودش "شکار و دوستداران طبیعت" کم نبود چرا که غالبا" آن را "دوستداران شکار و طبیعت" تصور میکردند و عملا "دوستداران شکار" را از "طبیعت" جدا می شمردند.بگذریم...

چون لقمان به او مدیون بودم و هستم، که با نشریه اش راه را نشانم داد. اگر او نبود شاید من و بسیاری دیگرهم امروز تا این حد به حیوانات علاقمند نبودیم. حیواناتی که در نشریات مشابه نشریه این مرد، همواره نقش سیبلی متحرک را بازی می کنند.... که خال سیاه وسط سیبل یا قلب سفید و پاکشان است یا مغزشان و دریغ که تفنگدارن محتاج بوی خون هرگز سپیدی این قلب را توان دیدن ندارند.

به یاد می آوردم، نوشته ها و خاطرات شکارهای چاپ شده در شکار و طبیعت را. در اندیشه بودم که شکارگر پیر در این ده سال، به مدد تکنولوژی کثیف تولید سلاح، چند حیوان دیگر را از فاصله غیر قابل درک توسط جانور، با کشیدن ماشه به خاک و خون کشیده بود و به رسم همیشگی شان، جگر چند حیوان را تازه و گرم، بر سنگهای داغ دور آتش سوزانده و به دندان کشیده بود. مجسم میکردم تک تک حیواناتی را که با صدای منزجر کننده نشستن گلوله بر گوشت تنشان، به ناچار در برابرتکنولوژی به زانو در آمدند و جفتها و بره ها و تخم هاشان را برای همیشه در انتظارآرامش و غذا و گرما گذاشتند.... و گیج بودم از تجسمی دیگر در این میان.... که من-کودک جوانی این مرد- در این مدت و با خواندن خاطرات شکار کشان، از کشتن بیزارتر شدم. نه کشتم، نه سبب شدم بکشند. تا توانستم برای زنده نگه داشتن، تلاش کردم. تجسم کردم گربه های مریضی را که زیر سرم و اکسیژن، معصومانه مردند. پرندگان تیر خورده و بال شکسته ای که برای تنظیم تفنگ عزیزان از طبیعت خارج شدند و هرچه تلاش کردیم و کردند، به طبیعت باز نگشتند. تن بیجان سنجاب زمینیهای بازیگوشی که هدف تفریحی متمولین تفنگ به دست شدند و پوستهایی که لباس فاخر بانوان شیک پوش شد و دمهایی که آویز آینه کامیونها! و اینکه چقدر در این زمینه حرف زدیم و بحث کردیم و تلاش که حد اقل جلوی مرگ یکی از حیوانات را بگیریم. این مرد طبق ادعای خودش، دوربین به دست گرفته، و گویا تفنگ به دیوار آویخته که اگر چنین باشد قابل تقدیر است. این قبول که مدعی بزرگترین آرشیو فیلم و عکس مستند ایران است...قبول که "جهانی در یک مرز" بودن ایران، انتخاب ایشان است و قبول که بسیار ایران شناس است.اما ای کاش گامی در جبران کشتارهای سابقش بردارد، زیرا با ادعاهایش، محتمل است که بالقوه توان علاقمندی به طبیعت و حیوانات را داشته باشد. به خاطر دارم که در یکی از شماره های نوروزی "دوستداران شکاروطبیعت" تیتر زده بود که:

"شلیک نکنید! بهار فصل زندگیست" و خیلیها متهمش می کردند که منظورش ازدیاد شکار است برای خالی نماندن مجوزهای شکار سال آینده! اما در طبیعتی که امثال این مرد برایمان به رسم امانت نگهداری کردند، دیگر جایی برای شلیک باقی نمانده...

تفنگ به دستان عزیز!

 "شلیک نکنید! جهان جای زندگیست."


کلمات کلیدی: شکار ، حامیان ، حیوانات ، محیط زیست