دیده بان حقوق حیوانات ایران

حمایت از حقوق حیوانات

آنها با شما "بازی" میکنند، شما طبیعتتان را می"بازی"د!
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ دی ۱۳۸٦ 

 چندی است که گروه های زیست محیطی کشور، علاقمندان به مقوله حفظ محیط زیست و طرفداران و فعالان حقوق حیوانات در دلهاشان دردی بزرگ دارند. جمعی که خود را هنرمند می انگارند، در پایتخت کشورمان مشغول نمایشی هستند که سبب ساز شادی مردمان باشند. نمایشی تحت عنوان سیرک! اینان یا معنای هنر نمیدانند یا معنای کارشان را!

چندین هفته است که سیرکی با عنوان "سیرک بزرگ ایران و ایتالیا" زیر چتر حمایتی سازمان حفاظت از محیط زیست در پارک پردیسان مشغول به فعالیت است. فعالیتی که  بحثهای زیادی در مجامع زیست محیطی کشور ایجاد کرده است. در این مدت تمام نشریاتی که بخش زیست محیطی داشته اند، مساله را بررسی کرده و با این اقدام سازمان محیط زیست مخالفت کرده اند. به غیر از مدیران این سازمان و معاونانش به جرات هیچ فرد یا گروه دیگری در موافقت با این مساله چیزی ننوشت و نگفت، حتی یک نفر! و جالب اینجاست که این نمایش شنیع هنوز برقرار است و دنیا هنوز به کام منتفعین ماجرای برگزاری سیرک!

در فرهنگ عمید در توضیح سیرک چنین آمده:

سیرک: فر (cirque) : محوطه و محل مخصوصی که در آنجا کارهای ورزشی، بند بازی، سوارکاری، بخصوص بازی کردن با حیوانات نمایش داده می شود.

و در توضیح بازی آمده است:

بازی: سرگرمی به چیزی، ورزش، تفریح، قمار

بازی کردن: چیزی در دست گرفتن و خود را بیهوده با آن سرگرم ساختن، به تفنن کاری کردن، قمار کردن.

مرحوم دکتر محمد معین نیز در فرهنگ معین اینطور آورده:

سیرک: نمایشهای پهلوانی و بازی با حیوانات و کارهای عجیب و اعمال خنده آور است که جمعی در روی صحنه انجام دهند.

درسیرک پردیسان، خبری از کارهای ورزشی، بند بازی، سوارکاری، نمایشهای پهلوانی، کارهای عجیب و اعمال خنده آور نیست! هرچه هست قمار با حیوانات است و قمار همیشه یک سوی بازنده دارد. در این قمار اما، دوسر می بازند! یکی انسانیتش را و دیگری طبیعتش را!

امروز معنای بازی با حیوانات در سیرک بسیار به حد قمار و بیهودگی نزدیک شده تا ورزش و تفریح. حیوان در ازای اجازه بقا یافتن و از ترس تنبیه بدنی اعمالی را انجام میدهد که زندگی را نبازد! و چه نیکو که مردمان کشورهای مترقی این مساله را به خوبی درک کرده اند. در چنین ممالکی، به دلیل علم و آگاهی مردم به مساله، دیگر شاهد استقبال از سیرکهایی که مبنایش حرکات ضد طبیعی حیوانات میباشد نیستیم. در این کشورها عمدتا" سیرکها شامل حرکات نمایشی-  ورزشی و آکروباتیک های انسانی میشود و آمار استفاده از جانوران در این مکانها به عنوان وسیله ، نزدیک به مرز صفر شدن است.

در جهان امروزخوشبختانه شاهد برده داری، نوچه پروری، زنده بگور کردن، مصلوب کردن، آتش زدن و اعمال مشابه نیستیم. اعمالی که در گذشته مرسوم و ارزشی بوده! میدانیم که برده داری رسم شایع متمولین بوده است. اما آیا امروزه میتوان کسی را یافت که با برده داری موافق باشد؟ آیا نمی توان چنین آینده ای را برای سیرکهایی با آزار حیوانات پیش بینی کرد؟ آیا در آینده نزدیک میتوان کسی را یافت که با خرید بلیط و حضور در سیرک ، آزار و شکنجه دادن حیوانات را به رسمیت بشناسد؟ قطعا" موضع گیری امروز ما در مشخص شدن هر چه زودتر چنین آینده ای نقش مهمی خواهد داشت.

از سویی در سیرک پردیسان ماجرا بازی با حیوانات است! بازی با حیوانات! لفظی که مدتهاست نیروی انتظامی با تاسی به آن با دارندگان حیوانات خانگی به منزله مجرم و خلافکار برخورد میکند! در این میان علاقمندان به حیوانات متعجب و حیران مانده اند که چگونه نگهداری حیوان خانگی جرم است و نگهداری شیر و ببر و زبرا تفریح!! که چگونه گرداندن حیوان خانگی برای حفظ سلامتش حتی در خودروی شخصی جرم است و رقصاندن خرس در مرکز حفاظت محیط زیست مباح! شاید حیوانات خلیل و دوستانش از خواصند؟ شاید خودشان خواصند؟ یا شاید در آمدشان سبب "خاص"یتشان شده باشد! که اگر چنین باشد تنها خاصیتشان نیز همان است!

جنبش حمایتی از حیوانات، از جوان ترین جنبش های اجتماعی ایران است، ولو با حامیانی کم شمار. جنبشی که برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی شکل گرفته و قطعا" نشانه ایست بر رسیدن اوضاع اجتماعی کشور به شرایط با ثبات. مطمئنا" چنین جنبشی در زمان جنگ 8 ساله یا دوران سازندگی بعد از جنگ توجیهی نداشت. اما اکنون شدیدا" موجه می نماید. این جنبش قطعا" حاوی نکاتی است که چراغ راه آینده گروه های حامی محیط زیست خواهد بود. همکاری و هم فکری گروه های حامی محیط زیست برای هدف مشخص، وبلاگ نویسی گروهی و مدت دار، برنامه ریزی زمانی برای نیل به هدف و پیگیری ماجرا تا رسیدن به هدف از نکات مثبتی است که در این جنبش به چشم میخورد.

در کنار این قبیل جنبشها و حرکات اجتماعی بد نیست هر جا که ممکن است و در هر جمعی  به بحث در باره سیرک بپردازیم و آن را به نقد بکشیم! چنان که مردممان بدانند هنرمند و پهلوان نه خلیل عقاب است نه گردانندگان سیرک. که بفهمند فردی که تا چندی پیش افتخارش که حقیقتا" افتخاریست بدوی، خوابیدن زیر جیپ و شکستن سنگهای بزرگ بوده، هم اکنون خود را در کشوری پهلوان معرفی میکند، که نام و نامدار کم نداشته. در عجبم از جسارت این موجود!

وای بر تختی، بر پوریای ولی! بر حسین رضازاده!

بر حافظ و سعدی! کمال الملک! و بهزاد!

که خلیل عقاب در حضور نام نامی شان خود را پهلوان خطاب کند و هنرمند! و صد وای بر ما که چنین جفایی می بینیم و خموشیم.

شاید بهتر باشد خلیل عقاب به شغل گذشته اش باز گردد. در کنار خیابان بساط کند و به بهانه کار پهلوانی زنجیر پاره کند!


کلمات کلیدی: