دیده بان حقوق حیوانات ایران

حمایت از حقوق حیوانات

ماجرای شیر پیتزاخور و ماهی قرمز
ساعت ٤:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٧ 

روزنامه پرتیراژ همشهری دوشنبه19 فروردین ماه مطلبی در صفحه ویژه محیط زیست چاپ کرد تحت عنوان "جناب شیر پیتزا سفارش بدهد!" این مطلب متنی بود دررابطه با ماهی قرمز هفت سین و با نتیجه ای در مذمت طرفداران محیط زیست!

 صرف نظر از عدم ارتباط منطقی عنوان و متن و نتیجه، نگارنده مطلب با زبانی غیر روزنامه ای از ذهنیات خویش در قالب احکامی قطعی وبه عنوان مقدمه، محملی ساخته برای متنی که ظاهرا" قرار بوده در قالب طنز بگنجد. مطلب با چند سووال استفهامی ادامه یافته و در انتها جملاتی چون اشک تمساح برای گرفتن این نتیجه:

 "دلسوزی برای ماهی قرمز سفره هفت سین منطق اکولوژیکی و زیست محیطی ندارد"!

 دقت در متن ذکر شده روشن میسازد که در کل متن تنها یک و فقط یک جمله صحیح وجود دارد! که البته صحت آن نیز منوط به صداقت نویسنده است! " نگارنده البته... مایل است در دلسوزی برای ماهی قرمز سفره هفت‌سین با آنها (طرفداران ایرانی محیط ‌زیست) همراهی کند."

 قبل از پاسخ به این متن سراسر اشکال لازم است رابطه حامیان محیط زیست را با "سانتیمانتالیسم" بررسی کنیم. واژه سانتیمانتال (sentimental) عمدتا" درفرهنگ لغات به عنوان واژه ای وارداتی از فرانسه و انگلیسی و به مفهوم "احساساتی" آمده. مترادف آن را "Emotional" و مخالفش را "بی احساس"، "بی عاطفه" (Heartless) ذکر کرده اند. (عمید/حییم/دهخدا) متاسفانه اخیرا" افرادی با نیت خاص و با مفهوم نه چندان مثبت از این واژه برای غیر منطقی یا ضد منطق خواندن حامیان محیط زیست استفاده میکنند. در واقع اولین شخصی که این واژه را به صورت هدفمند و مکرر به این منظور به کار برد، شکارچی پیری بود که برای توجیه حیوان کشی خودحامیان حیوانات را چنین خطاب کرد، اما راه بزرگ شدن و بزرگ بودن، هرگز کوچک شمردن دیگران نبوده و نیست. واضح است که گفتن این عبارت از جانب فردی که به مدد سلاح دورزن، از فاصله زیاد حیوانات را برای تفریح هدف قرار می دهد، چه مفاهیم عظیمی در پس پرده دارد. پس واضح است که در برابر وحشی گری(Barbarism) و بربریتی چون زخمی رها کردن یا کشتن تفریحی حیوانات، سانتیمانتال خطاب شدن نه تنها غیر منطقی بودن و ضدارزش نیست، که بر عکس ارزشمند نیز مینماید.

 اما در رابطه با ماهی قرمز سفره هفت سین و ارتباطش با شیر و پیتزا!

 عزیزگرانمایه ای موضوع ماهی قرمز سفره هفت سین را "از مهمترین نمایه های وجه سانتیمانتالیستی طرفداران محیط زیست" تشخیص داده و در پس این تشخیص با دیدی عاری از منطق و سند، نگاه عمده طرفداران محیط زیست را به شدت احساساتی خوانده است. اینکه جامعه آماری این متخصص چه کسانی را شامل میشود مشخص نیست، اما تسری خواص چنین جمعیتی به کل طرفداران محیط زیست را حتی اگر اقدامی به دور از منطق نخوانیمش، به شدت ژورنالیستی می نماید.

 منطق عمیق و فلسفه خاص متخصص عزیز، نتایج دیگری نیز برایمان دارد...که " طرفداران ایرانی محیط ‌زیست هرگز حرف، نگاه و ایده تأثیرگذاری در حوزه‌های جدی مثل سیاست، اقتصاد و فرهنگ نداشته‌اند" !!! پر واضح است که در این مملکت سیاستمداران، اقتصاد دانان و اهالی فرهنگ چشم امید به "حرف، نگاه و ایده" گروه اندک طرفداران محیط زیست ندارند. چرا که در عصر حاضر عمده علوم طبیعی و انسانی چنان تخصصی گشته اند که مقایسه آنها با عهد ابن سینای جامع العلوم چندان منطقی نیست. مضافا" اینکه در شرایط حاضر تداخل مسایل با سیاست چندان به سود حرکات اجتماعی منطق گرا نخواهد بود. مسایل فرهنگی اما بخش قابل توجهی از تلاشهای حامیان محیط زیست را شامل میشود، چرا که ارزان ترین و موثرترین راه برای زمان و شرایط حاضر است. اقدامات وسیع در زمینه مسایل مطروحه نیز به دلیل قلت فعالان محیط زیست در کشور و اختلاف نظر گروه های مختلف، تا کنون مقدور نبوده.

 ظاهرا" به زعم نویسنده مطلب، در حوزه "شوخی یا غیر جدی" چون محیط زیست نباید برای مردن حیوانات به هر دلیل یا کنده شدن هر بوته سوز و گداز کرد. شاید ندیده اند جمله معروف تابلوهای زیست محیطی را:

مرگ یک بوته سبز، مرگ ما انسانهاست!

 و شاید ندیده اند قوانین و سخنان بزرگان را در رابطه با کشتن حیوانات! ما به کنده شدن بی دلیل و بی توجیه هر بوته منتقدیم و به کشته شدن بی توجیه هر حیوان. به آزار هر حیوان و قطع هر درخت بدون دلیل و توجیه و منطق! که البته باید هم باشیم. کدام حامی محیط زیست یا حیوانات با حق مسلم شیر در انتخاب شکارش مخالف بوده که چنان با تمسخر نامگذاریمان می کنید؟ در کدام جهان این گونه افراد را جزیی از طرفداران محیط زیست به حساب آورده اند و نام های طنز گونه ای چون "«مخالفان خورده‌شدن آهوها توسط شیرها»" بر آنها گذارده اند؟

 جهانی که در ذهن دارید چیست؟ کجاست؟ ساکنانش کیستند؟ محیط زیستش چگونه است؟ حیوانات و گیاهانش چگونه اند؟ این جهان تخیلی نیاز به توضیح دارد! نیاز به تعریف... به تجسم و خلاقیت و اندکی ژورنالیسم!

 ما حامیان حیوانات و عاشقان حفاظت از محیط زیست، هر بار که در طبیعت، در فیلمها یا در قالب تصویر شاهد صحنه شکار طبیعی جاوران هستیم، سر تعظیم به قوانین مادر زمین فرود می آریم و هر کجا که صدای گلوله تفنگداران ماشین سوار را میشنویم، شرممان میگیرد از انسان بودنی که از سر تفریح و نه از سر نیاز جان جانداری را میگیرد.

 دوست بزرگوار! کدام فرد طنازی بجز شما غذایی چون پیتزا برای شیر تجویز کرده؟ فردی خارج از جامعه آماری سرکار؟ دوست بزرگوار! حتی در باغ وحش های عقب نگه داشته شده ایران، برای مصرف شیرهای اسیر، به جای تقدیم منوی پیتزا، روزانه الاغ سر میبرند. دور نیست! باغ وحش ارم....در چند کیلومتری شما! و ما بر خلاف دوستان جامعه آماری شما از این کشتن ها هم ناراضی نیستیم! چرا که امیدواریم سالانه فقط یک نفر با دیدن شیرهای باغ وحش، در حسرت انقراض شیر ایرانی بسوزد و به حامیان حیوانات و محیط زیست بپیوندد شاید که با حظورش انقراض یوز و خرس و گرگ و گور ملغی شود!

 عالیجناب!

 سالها تلاش کردند و کردیم تا مردم بدانند در سفره هفت سین دو موجود زنده دارند، سبزه و ماهی. اگر سبزه را در روز سیزدهم در رسمی دیرین به مام طبیعت پیشکش میکنند، ماهی را نیز چنان کنند. اما نه هر طبیعتی! مردمی که سبزه را به آسفالت اتوبانهای شهری میسپرند تا نقش مسطحش، پایان مضحکه آمیزی باشد برای سمبل رزق و روزی زراعت محور ایرانی، ماهیشان را هم چون سوسک و مگس می پندارند اگر مرقومات سرکار را خوانده باشند.

 مهمتر از دلمشغولی نجات ماهیها که بر خلاف نظر شما بسیار حایز اهمیت است، اسفند و فروردین برای حامیان حیوانات و محیط زیست دلمشغولی دیگری نیز دارد. غذا دهی به برخی حیوانات وحشی و شهری با توجیه زیست محیطی و اقدامات آگاه کننده و فرهنگی برای جلوگیری از حیوان کشی در فصل زاد و ولد، از کشتن حیوانات نابالغ، از کشتن مادران حامله و کشتن نرهای بارآور و.... شما ماهیها را مهمتر دیدید شاید دیگران چنین نبینند!

 اگر کمی، فقط کمی به دنبال مطالب مرتبط با ماهی قرمز میگشتید، دلیل رهاسازی ماهی قرمز را در حوضچه های پارکها، رفع دلتنگی حاصل از تنهایی این حیوان نمیپنداشتید و این رفع دلتنگی را هم دلیلی بر عمر زیاد ماهی نمیخواندید. این اشتباه حاصل همنوع پنداری است که سبب می شود انسانها بدون اطلاعات مناسب، به حیوانات الطاف و محبتهای انسانی داشته باشند. چنانکه درصد بالایی از ماهی های قرمز هفت سین به دلیل خوردن غذای انسانی میمیرند.

 در پاسخ سووالتان در رابطه با تفاوت حق حیات ماهی قرمز و قزل آلای خوراکی توجهتان را به مطلبی جلب میکنم. چنانکه احتمالا" مستحضرید، ماهی قرمز در عین حلال گوشت بودن، چندان مصرف خوراکی ندارد اما ماهی قزل آلا به قصد مصرف خوراکی از آب خارج میشود. کشتن قزل آلا برای خوردن (مشروط به تقید به ضوابطی) همانند شکار آهو توسط شیر امری طبیعی محسوب میشود. اما آیا شیری سراغ دارید که جانورانی را بدون توجیه غذایی بکشد؟ یا بیش از میزان نیازش به شکار بپردازد؟ یا اصولا" با آماری نزدیک به آمار کشتار ماهیان قرمز در ایام نوروز مرتکب کشتار شود؟

 حساسیت و پیگیری ماجرای ماهی قرمز به دلیل کشته شدن بی توجیه آن است و اینکه ارزش جان حیوانات را برای مردم کم میکند.

 در نظر گرفتن سرانه ماهی قرمز و اینکه هر خانواده فقط یک یا دو ماهی قرمز در سال میکشد نیز بسیار جالب است! با این توجیه آماری شاید کشتن بی توجیه یک یا دو یوزپلنگ، گور و گرگ توسط هر خانواده کار عجیبی نباشد چرا که جان یکی دو حیوان ظاهرا" ارزش بالایی ندارد البته منوط به اینکه حفاظت از رسمی دیرین چاشنی ماجرا شود. اگر یکی دو ماهی را برای یک خانواده در نظر بگیرید که ظاهرا" چنین پنداشته اید، مساله چندان اهمیتی ندارد اما جمعیت کشورتان را اگر بدانید، اهمیت مساله کمی بیشتر از یک یا دو ماهی قرمز خواهد بود. و اگر آمارها را خوانده باشید شاید با اعدادی بیش از 60000000 ماهی در ایام نوروز چندان غریبه نباشید.

 و بدانید که اتفاقا" ما برای ماهیهای قزل آلای تابه ای هم دلسوزی میکنیم! چرا که بربریت و وحشی گری جان این حیوان را نیز با زجر و شکنجه میگیرد که از عقل و عرف و منطق و شرع حرمت ان استنباط می شود. بله! شاید زنده زنده پختن قزل آلا را برای اینکه هنگام سرو لبانش هنوز باز و بسته شوند شنیده باشید! از بیماریهای این حیوان در حوضچه های پرورش اطلاع داشته باشید! و نمایش جان دادن این حیوانات را به هنگام انتخاب و خریداری توسط مشتری دیده باشید که ظاهرا" تبدیل به نمایش جذاب و سرگرم کننده ای برای کودکان شده!

 اگر قبل از سپردن متن سراسر اشتباهتان به چاپ کمی کنکاش منطقی میکردید و بدون جبهه گیری مطالعه می کردید میدانستید که برای زندگی طویلتر ماهی در حوضهای پارکها دلایل بسیاری وجود دارد و برای عمر بسیار کوتاهش در تنگ هم دلایل بسیار. برای عدم رهاسازی ماهی قرمز در طبیعت همانقدر توجیه موجود است که برای عدم نگهداریش در تنگ! و البته برای احترام به طبیعت، باید بدانید که مردن ماهی در تنگ با شکار شدنش توسط شکارچیان طبیعیش در طبیعت، تفاوت بسیار است. به خاطر دارید که سابق بر این بسیاری معتقد بودند "یک شیر مرده بیرون قفس از ده شیر زنده درون قفس ارزشمند تر است" ؟ منظور جمله واضح است نه؟

 پس بجای اثبات علاقه تان به ما انسانهای رقیق القلب، و به جای دلسوزی عاری از دانش و منطق برای ماهیها یا هر موجودی، و به جای صرف وقت برای صرفا" چاپ یک مطلب و افزودن به رزومه کاریتان، کمی، فقط کمی مطالعه و تحقیق کنید تا ضمن بالا بردن دانش زیست محیطی خود، سبب نشر مطالب منحرف کننده ، به اشتباه انداختن جامعه و افترا به جمعیت کم تعداد اما منطق گرای حامیان حیوانات و محیط زیست نشوید. جامعه آماریتان را با منطق آماری انتخاب کنید نه با اهداف ژورنایستی! تا شاید شما هم بدانید که دلسوزی برای هر جانداری، من جمله ماهی قرمز سفره هفت سین، نه تنها منطق زیست محیطی و اکولوژیکی دارد، بلکه دنیایی از بررسیهای منطقی را نیز یدک میکشد.

 پس لطفا" یا ماهی قرمز نخرید یا به توصیه مطلعین و نتایج مطالعات دوستانتان به دیده سوژه ژورنالیستی ننگرید! شاید ماهی قرمز شما هم زنده بماند!


کلمات کلیدی: حامیان ، حیوانات ، حمایت ، محیط زیست