ممنوعیت ورود “قاتل آبی کبوتر سرخ” به ورزشگاه های کشور
در پی درخواست جمعی از فعالان حقوق حیوانات از گروه های مختلف که به امضای بیش از ١۴٠ نفر حامی حیوانات رسیده بود، طی تصمیمی از سوی کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال، ورود “قاتل آبی کبوتر سرخ” به ورزشگاه ها ممنوع شد.
بعد از ظهر چهارشنبه تماسی داشتیم از کمیته انضباطی فوتبال، یکی از دریافت کنندگان نامه درخواست “جلوگیری از کشتن وحشیانه و بی دلیل کبوتر ها در ورزشگاه های ایران”. ضمن دریافت سلام گرم جناب آقای دکتر شریفی، ریاست محترم، آرام و همیشه خنده روی کمیته انضباطی و تشکر عزیزان از اقدام و درخواست واصله، در جریان تصمیم جالب کمیته انضباطی قرار گرفتیم.
زحمتکشان عزیز در کمیته انضباطی با توجه به عکس های حرکتی شنیع که یک تماشاگر فوتبال با کبوتری به رنگ سرخ در ورزشگاه آزادی انجام داد، تصمیم جالبی گرفته اند. اعلام ممنوعیت ورود فرد خاطی به تمام ورزشگاه های کشور تا اطلاع ثانوی و تحت پیگرد قرار دادن ایشان. دوستان ضمن ابلاغ تصویر فرد خاطی، درخواست کرده اند در صورت اقدام وی جهت ورود به ورزشگاه های کشور، این فرد به نیروی انتظامی معرفی بشه. ظاهرا دوستان و اطرافیان این شخص از روی تصاویر شناسایی شده اند و کمیته محترم از این طریق در صدد شناسایی خود این شخص هست.
مطلب حاضر با کسب اجازه از کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال مبنی بر اعلام به دوستان، انتشار میابد.


عکس ها مربوط به کبوتری است که چند ماه قبل به سرنوشت مشابهی دچار شد، ولی در زمین چمن.
گزارش اقدامات انجام شده
در پی انتشار تصاویر اقدام کریه یک تماشاگر به کندن سر کبوتری در استادیوم آزادی تهران، تصمیم گرفته شد ماجرا بدون ایجاد سر و صدای تبلیغاتی و ژورنالیستی ازطریق درخواست از مراجع قانونی پیگیری شود. بیش از 141 نفر از فعالان و علاقمندان به حقوق حیوانات از گروه های مختلف با امضای درخواستی، خواستار “جلوگیری از کشتن وحشیانه و بی دلیل کبوتر ها در ورزشگاه های ایران” شدند. امضا کنندگان، همچنین ضمن محفوظ دانستن حق پیگیری قضایی ماجرا در صورت عدم برخورد با مسببین، خواستار اعمال قانون و یا تصویب قانونی در این زمینه شدند.
متن کامل ارسال شده، لیست گیرندگان، و نحوه ارسال به شرح زیر به اطلاع میرسد:
بسمه تعالی
ریاست محترم قوه قضایه، آیت الله لاریجانی،
سلام علیکم.
احتراماً به عرض میرساند در بازی فوتبال بین دو تیم استقلال تهران و تراکتور سازی تبریز مورخ ۲۵ دی ماه ۱۳۸۸ در استادیوم آزادی تهران، متاسفانه مشاهده گردید که یکی از تماشا گران هوادار تیم آبی پوش در مقابل دوربین خبرنگاران و دیدههای سایرین اقدام به کشتن فجیع یک کبوتر که به رنگ قرمز رنگ آمیزی شده بود کرد. متاسفانه تصاویر این حرکت شنیع به سرعت در اینترنت پخش شده است. با توجه به اینکه آزار حیوانات از نظر شرعی، عقلی و منطقی امری است منکر،خواهشمند است جهت جلوگیری از تکرار این عمل در محیط مقدس ورزش، برای برخورد با عامل یا عاملین این اقدام غیر فرهنگی و ضد ارزش دستورات لازم را صادر فرمایید.
حامیان حقوق حیوانات، حسب نهی از منکر و جلوگیری از تکرار این اقدام، حق شکایت از عامل یا عاملین این اقدام غیر فرهنگی را برای خود محفوظ دانسته و در صورت عدم برخورد ارگان های ذیربط با این مقوله اقدام به ارایه دادخواست جمعی خواهند نمود.
لازم به ذکر است که اخیرا باب شده هواداران برخی تیمها کبوترهایی را به رنگ تیم مورد علاقه خود رنگ آمیزی کرده و با پا بندهای همرنگ در استادیومها رها میکنند که توسط هواداران مقابل به شکل شنیعی کشته میشوند. چندی پیش نیز کبوتر رنگ آمیزی شده دیگری در مقابل لنز خبرنگاران و در زمین چمن آزادی له شد. عدم برخورد با اقدامات غیر فرهنگی و ضد ارزش این چنینی، منجر به گسترش حیوان آزاری در محیط مقدس ورزش و دور شدن از مقوله فرهنگی مورد نظر باشگاه های فرهنگی- ورزشی خواهد شد.
لازم به ذکر است در صورت وجود محدودیت جهت اعمال یا تصویب قانون در این زمینه با توجه به مسئولیت مستقیم فدراسیون جهانی فوتبال در حیطه ورزش فوتبال، درخواست مشابه از فیفا انجام خواهد شد.
پی نوشت: به پیوست تصاویر چند نمونه استفتائات به عمل آمده از حضرات آیات علمای عظام در زمینه حرمت آزار حیوانات و همچنین تصاویر خبری مرتبط تقدیم میگردد.
با تقدیم احترام
شهرام امیری شریفی
آدرس- شماره تماس- ایمیل
به نمایندگی از امضا کنندگان ذیل:
لیست ١۴١ حامی و فعال حقوق حیوانات
رونوشت و درخواست مشابه: سردار فرماندهی محترم ناجا، جناب آقای احمدی مقدم، ریاست محترم سازمان حفاظت محیط زیست، جناب آقای محمدی زاده، ریاست محترم سازمان تربیت بدنی، جناب آقای دکتر سعید لو، ریاست محترم فدراسیون فوتبال، جناب آقای کفاشیان، ریاست محترم کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال، جناب آقای شریفی، ریاست محترم کمیته داوران فدراسیون فوتبال، جناب آقای عنایت، مجری توانای برنامه نود، جناب آقای فردوسی پور، ریاست محترم باشگاه فرهنگی- ورزشی استقلال، جناب آقای دانشجو، سرپرست محترم باشگاه فرهنگی- ورزشی پیروزی، جناب آقای کاشانی، ریاست محترم باشگاه فرهنگی- ورزشی تراکتور سازی تبریز، جناب آقای شفق، خبر گزاری ها
بسمه تعالی
سردار فرماندهی محترم ناجا، جناب آقای احمدی مقدم،
سلام علیکم.
احتراماً به عرض میرساند [……..] با توجه به اینکه آزار حیوانات از نظر شرعی، عقلی و منطقی امری است منکر،خواهشمند است دستور فرمایید نیروهای خدوم تحت امر، به هنگام بازرسی ورودیهای ورزشگاهها به همراه سایر اقلام ممنوعه، از وارد کردن حیوانات، مخصوصاً پرندگان رنگ شده نیز به استادیومها جلوگیری نمایند.
[ادامه نامه]
در صورت نیاز، حامیان حقوق حیوانات، به جهت نگهداری پرندگان مورد اشاره در شرایط بدون آزار و استاندارد و تیمار و مداوای آنها اعلام آمدگی داوطلبانه مینمایند.
[ادامه نامه]
بسمه تعالی
ریاست محترم سازمان حفاظت محیط زیست، جناب آقای محمدی زده،
سلام علیکم.
احتراماً به عرض میرساند [……..] با توجه به اینکه آزار حیوانات از نظر شرعی، عقلی و منطقی امری است منکر،خواهشمند است جهت جلوگیری از تکرار این عمل در محیط مقدس ورزش، اقدام فوق را محکوم و به نحو مقتضی به فوتبال دوستان و هموطنان فهیم ایرانی اطلاع رسانی فرمایید. همچنین مستدعی است جهت اعمال یا تصویب قانونی در زمینه ممنوعیت استفاده ابزاری همراه با آزار حیوانات توسط هواداران تیم های فوتبال دستورات لازم را صادرنمائید.
[ادامه نامه]
بسمه تعالی
ریاست محترم سازمان تربیت بدنی، جناب آقای دکتر سعید لو،
سلام علیکم.
احتراماً به عرض میرساند [……..] با توجه به اینکه آزار حیوانات از نظر شرعی، عقلی و منطقی امری است منکر،خواهشمند است جهت جلوگیری از تکرار این عمل در محیط مقدس ورزش، اقدام فوق را محکوم و به نحو مقتضی به فوتبال دوستان و هموطنان فهیم ایرانی اطلاع رسانی فرمایید. همچنین مستدعی است جهت اعمال یا تصویب قانونی در زمینه ممنوعیت استفاده ابزاری همراه با آزار حیوانات توسط هواداران تیم های فوتبال دستورات لازم را صادرنمائید.
[ادامه نامه]
درخواست مشابه از:
ریاست محترم فدراسیون فوتبال، جناب آقای کفاشیان،
ریاست محترم کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال، جناب آقای شریفی،
ریاست محترم کمیته داوران فدراسیون فوتبال، جناب آقای عنایت،
بسمه تعالی
مجری توانای برنامه نود، جناب آقای فردوسی پور،
سلام علیکم.
احتراماً به عرض میرساند [……..] با توجه به اینکه آزار حیوانات از نظر شرعی، عقلی و منطقی امری است منکر،خواهشمند است جهت جلوگیری از تکرار این عمل در محیط مقدس ورزش، اقدام شنیع فوق را محکوم و به نحو مقتضی به فوتبال دوستان و هموطنان فهیم ایرانی اطلاع رسانی فرموده، و چون همیشه به حذف جنبه های زشت از استادیوم های ورزشی کمک فرمایید.
[ادامه نامه]
بسمه تعالی
ریاست محترم باشگاه فرهنگی- ورزشی استقلال، جناب آقای دانشجو،
سلام علیکم.
احتراماً به عرض میرساند [……..] با توجه به اینکه آزار حیوانات از نظر شرعی، عقلی و منطقی امری است منکر،خواهشمند است جهت جلوگیری از تکرار این عمل در محیط مقدس ورزش، اقدام فوق را محکوم و به نحو مقتضی به هواداران باشگاه مطبوع خود اطلاع رسانی فرمایید.
[ادامه نامه]
درخواست مشابه از:
سرپرست محترم باشگاه فرهنگی- ورزشی پیروزی، جناب آقای کاشانی،
ریاست محترم باشگاه فرهنگی- ورزشی تراکتور سازی تبریز، جناب آقای شفق،
نامه های مربوط به سازمان تربیت بدنی، فدراسیون فوتبال و سازمان حفاظت محیط زیست حضورا تحویل دبیرخانه های ادارات و سایر نامه ها به آدرس پستی گیرندگان ارسال شد.
یک قدم به همراه هم، یک گام نزدیکتر به هدف، یک موفقیت کوچک و یک تبریک بزرگ
این اولین بار بود که گروه های مختلف حامی حیوانات، دست در دست هم و به دور از جو رقابت، برای کمک به حیوانات اقدام کردند. پیشنهاد همکاری ائتلاف گونه گروه هایی که هدفی مشترک دارند، اولین بار توسط سرکار خانم معتمدی، بانی پناهگاه حیوانات وفا طی نامه ای سرگشاده اعلام شد. متاسفانه جوابی در خور نیت خیر نویسنده نامه منتشر نشد. اقدام حاضر در راستای راهنمایی های مطرح شده در همین نامه انجام شده، و قدرت کار گروهی را به همه همفکران مینمایاند. به این امید که چنین جوی مستدام باشد، از تمام بزرگوارانی که در این راه دست مهر در دست هم داشتند عمیقا سپاس گزارم.
برقرار باشید و شاد
ارادتمند- شهرام امیری شریفی
تصاویر + درخواست جلوگیری از کشتن وحشیانه کبوتر ها در ورزشگاه های ایران
اخیرا در استادیوم های ورزشی عمل عجیبی انجام میشه. طرفداران تیم های فوتبال، کبوتر هایی رو همرنگ با تیم مورد علاقه خودشون رنگ آمیزی میکنن و پا بند های پارچه ای همرنگ به پای حیوون میبندند. همزمان با بازی تیم مورد علاقشون حیوون بیچاره رو در استادیوم رها میکنند و طرفداران رقیب کبوتری که توانایی پروازیش محدود شده رو صید میکنن و به روش های بدوی و وحشیانه میکشند. هفته گذشته یک نفر این کار رو انجام داد که تصاویرش رو می بینید. چند ماه قبل هم این اتفاق افتاد و کبوتری وسط چمن ورزشگاه له شد. با هدف جلوگیری از همه گیر شدن این کار و تکرارش و برای ابراز مخالفت با این وحشی گری، خطاب به مسئولین و افرادی که به نوعی ممکن هست بتونن با این قضیه برخوردی داشته باشند، درخواست هایی نوشته شده که به آدرس رسمیشون ارسال میشه. مضافا اینکه گزارش اصل ماجرا، تصاویر و اقداماتی که در این زمینه در حال انجام هست برای گروه های مختلف ایرانی و غیر ایرانی حامی حقوق حیوانات ارسال شده و میشه.
اگر مایل به امضای این درخواست ها هستین، لطفا حد اکثر تا 10 شب یکشنبه 4 بهمن 88 شمسی از طریق ایمیل با ذکر شماره تماس خبر بدین تا اسمتون به انتهای لیست اضافه بشه.
اگر کسی رو میشناسین که به دلیل هم فکری با ما ممکن هست مایل به امضا کردن این درخواست ها باشه، لطفا خبر رسانی کنین.
تا دوشنبه یک رای گیری آنلاین هم به صورت پتیشن آماده میکنیم که لینکش رو در همین وبلاگ میذاریم تا بشه رسما از فیفا هم کمک گرفت. اگر لطف کنین و اون رو هم امضا کنین ممنون میشیم.
با تقدیم احترام
شهرام امیری شریفی
پی نوشت: لیست گیرندگان و خلاصه خواسته شده به این شرح هست:
· ریاست محترم قوه قضایه، آیت الله لاریجانی، …جهت جلوگیری از تکرار این عمل در محیط مقدس ورزش، برای برخورد با عامل یا عاملین این اقدام غیر فرهنگی و ضد ارزش دستورات لازم را صادر فرمایید….حامیان حقوق حیوانات، حسب نهی از منکر و جلوگیری از تکرار این اقدام، حق شکایت از عامل یا عاملین این اقدام غیر فرهنگی را برای خود محفوظ دانسته و در صورت عدم برخورد ارگان های ذیربط با این مقوله اقدام به ارایه دادخواست جمعی خواهند نمود.
· سردار فرماندهی محترم ناجا، جناب آقای احمدی مقدم، …خواهشمند است دستور فرمایید نیروهای خدوم تحت امر، به هنگام بازرسی ورودیهای ورزشگاهها به همراه سایر اقلام ممنوعه، از وارد کردن حیوانات، مخصوصاً پرندگان رنگ شده نیز به استادیومها جلوگیری نمایند….. در صورت نیاز، حامیان حقوق حیوانات، به جهت نگهداری پرندگان مورد اشاره در شرایط بدون آزار و استاندارد و تیمار و مداوای آنها اعلام آمدگی داوطلبانه مینمایند.
· ریاست محترم سازمان تربیت بدنی، جناب آقای دکتر سعید لو، خواهشمند است جهت جلوگیری از تکرار این عمل در محیط مقدس ورزش، اقدام فوق را محکوم و به نحو مقتضی به فوتبال دوستان و هموطنان فهیم ایرانی اطلاع رسانی فرمایید. همچنین مستدعی است جهت اعمال یا تصویب قانونی در زمینه ممنوعیت استفاده ابزاری همراه با آزار حیوانات توسط هواداران تیم های فوتبال دستورات لازم را صادرنمائید.
· ریاست محترم فدراسیون فوتبال، جناب آقای کفاشیان، مشابه قبلی
· ریاست محترم کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال، جناب آقای شریفی،مشابه قبلی
· ریاست محترم کمیته داوران فدراسیون فوتبال، جناب آقای عنایت،مشابه قبلی
· مجری توانای برنامه نود، جناب آقای فردوسی پور، خواهشمند است جهت جلوگیری از تکرار این عمل در محیط مقدس ورزش، اقدام شنیع فوق را محکوم و به نحو مقتضی به فوتبال دوستان و هموطنان فهیم ایرانی اطلاع رسانی فرموده، و چون همیشه به حذف جنبه های زشت از استادیوم های ورزشی کمک فرمایید.
· ریاست محترم باشگاه فرهنگی- ورزشی استقلال، جناب آقای دانشجو، خواهشمند است جهت جلوگیری از تکرار این عمل در محیط مقدس ورزش، اقدام فوق را محکوم و به نحو مقتضی به هواداران باشگاه مطبوع خود اطلاع رسانی فرمایید.
· سرپرست محترم باشگاه فرهنگی- ورزشی پیروزی، جناب آقای کاشانی، مشابه قبلی
· فدراسیون جهانی فوتبال و فدراسیون فوتبال آسیا، شرح ماجرا، اعلام انزجار و رونوشت نامه ها، به علاوه درخواست ممنوعیت و جریمه تیم ها در صورت تکرار
· خبر گزاری ها، شرح ماجرا، اعلام انزجار و رونوشت نامه ها، به علاوه چند نمونه فتوای آیات عظام
· سازمان های حامی حقوق حیوانات، مشابه قبلی به علاوه درخواست کمک










این هم رفتار بازیگران همون بازی با هم! خودتون قضاوت کنید.


تصویر: اشکهای معصومانه حیوان نجیب
دیدن اشک این نجیبترین حیوان قلب آدم رو میشکافه... یکی قهرمان میشه و وسیله قهرمانیش...



کسی هست که برای این حیوان دل بسوزونه؟ کسی رحم داره؟ مروّت داره؟
با اجازه دوست عزیز، توکا... به نظرتون کدوم یکی هار تر هست؟

آنها را نکشید، هیچ کس به آنها محبت نمی کند.
شهری را مجسم کنید که شهروندانش عادت دارند از پنجره منازلشان آجر و سنگ به پایین پرتاب کنند. آمار سرهای شکسته مردمان شهر را مجسم کنید. عکس العمل شما هنگامی که ببینید مقامات چنین شهری آجر را به عنوان وسیله سرشکستگی شهر شماتت میکنند چیست؟ و هنگامی که برای مبارزه با آجر وقت و مالشان را هزینه کنند چه؟
موذی، ولگرد، شهری
مردم و مسوولان شهر آنها را موذی و ولگرد نام گذاشته اند؛ در صورتی که آنها نه اهل تفریح و ولگردیند و نه نیت موذیانه دارد. طبق آموزههای اسلام آنها اصولا نیتی ندارند، حیواناتی که شهر را با ما شریکند: حیوانات شهری. حیوانات شهری تنها به طبیعتشان عمل میکنند، طبیعتی که خالق در وجودشان به ودیعه نهاده؛ همان طبیعتی که در وجود طاووس خوش پر و بال و آهوی خوش خط و خال نیز.
موشهای کثیف، آدمهای تمیز
آدمهای تمیز تهرانی روزی ۶۰ تن زباله در جویهای آب میریزند.[1] موشهای کثیف بخشی از آن را که طبیعتا" قابل خوردن است به عنوان غذا مصرف میکنند موشهای کثیف برای خوردن کلّه و پاچه طراحی نشده اند، آدمهای تمیز هم برای خوردن کاهو و همبرگر و پیتزایی که به جوی آب سپرده شده. دانشمندان معتقدند بطری نوشیدنی پی وی سی و پلاستیک پفک و چیپس صدها سال در طبیعت باقی میمانند. آنها موشها را بسیار کثیف میدانند. پزشکان داروهای آدمها را روی موشها آزمایش میکنند. همبرگر، موش و بطری در دستان آدمها تمیز محسوب میشوند و در جوی آب کثیف. موشها بازیافت نمیشوند، بطریها تجزیه!
"یک، جلوش تا بی نهایت صفرها… "[2]
یک عدد یک همراه با یازده عدد صفر. ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ریال هزینه سالانه مبارزه با موشهای تهران، یعنی ده میلیارد تومان از مالیات آدمهای تمیز برای میهمانان چابک جویهای آب تهران، که جمعیتشان ۶ الی ۱۰ برابر جمعیت نفوس بر آورد شده. یعنی یک مبارزه بی حاصل.[3]
یک زوج موش خوشبخت در شرایط مناسب (بخوانید در جویهای شهر ما) بعد از ۱۹ الی ۲۱ روز با توجه به شرایط و دمای محیط صاحب خانوادهای با ۶ الی ۸ فرزند یک و نیم سانتیمتری میشوند. فرزندانی که فقط ۳ یا ۴ هفته بعد قابلیت تشکیل خانواده دارند و بعد از ۱۹ الی ۲۱ روز....[4] طول عمر اعضای خانواده حدود ۲ سال است. مادر خانواده ۲۴ ساعت بعد از زایمان قابلیت بارداری مجدد دارد. با احتساب ۷ روز مرخصی زایمان، زوج خوشبخت درست در میانه عمر یعنی جشن تولد یک سالگی، به شرط تامین غذا، خانوادهای خواهند داشت بالغ بر ۲۵ میلیون فرزند، نوه و نتیجه! خانوادهای که در مجاری شگفت انگیز زیرزمینی زندگی میکنند و بی شک حد اقل یک زوجشان از هر سم و تله مهلکی خواهند گریخت. زوجی که یک سال بعد ۲۵ میلیون...، که ۱۰ میلیارد تومان...!
![]()
کمیت موش، کیفیت mouse
این فقط خودروی خارجی نیست که در مقایسه کیفی گوی سبقت از نمونه داخلی ربوده باشد، هرچند که در تولید کمی نمونه داخلی رکورد دار باشیم. در اروپا و آمریکا، قیمت هر جفت موش به عنوان حیوان خانگی بین ۴۰ تا ۱۰۰ دلار است و در هر پت شاپی قابل تهیه. از نظر هوش در حدی است که به شنیدن اسمش واکنش نشان میدهد و به خوبی دست آموز میشود. در قفسهای بسیار شیک و پر از وسایل بازی زندگی می کند محیط زیست را آلوده نمی کند و برای تفریح تکثیر میشود.
در شبه قاره هند گاه مورد پرستش قرار میگیرد و از در و دیوار معابدی که برایش ساخته اند بالا میرود. غذای پیشکش آدمها را میخورد و هیچ کس توان چپ نگاه کردن به او را ندارد[5].
در افریقا شرایط کمی متفاوت است[6]. برخی قبایل آنها را شکار می کنند و از آن سوپ موش آب پز یا کباب موش تهیه می کنند.[7] در آسیای جنوب شرقی نیز مثل هر جنبنده دیگری، برای خوراک موش دستورهای مختلف آماده سازی و طبخ موش وجود دارد.


در ایران اما موش هم ردیف طاعون و وباست و اگر سفید باشد هم ردیف آزمایش و تشریح. مردم بعد از گذشت ۳۰ سال از ریشه کن شدن وبا، از آب لوله کشی به وبا مبتلا میشوند و موشها چه شهری و چه آزمایشگاهی، عاقبتی جز مرگ دردناک ندارند.
انسان، حیوان، طبابت
می گویند حیوانات ناقل بیماری هستند و از میان آنها، موش و سگ و گربه از سایرین ناقل تر. طاعون و وبا، کیست هیداتیک و هاری، و توکسوپلاسموز برای موش، سگ و گربه اسطوره هایی غیر قابل تغییر شده اند و ما فراموش میکنیم که تمام بیماریهای انسانیمان با انسانهای دیگر مشترک است؛ از سرما خوردگی و طاعون و وبا... تا ایدز! از ماسک استفاده نمیکنیم، با دست نشسته غذا میخوریم، گوسفندی که تاییدیه دامپزشکی ندارد را به ضمانت چو بدار، سالمترین می پنداریم، آب آلوده میخوریم، خون گوسفند قربانی را با دست به قالپاق و پلاک ماشین جدید می مالیم تا از گزند بلایا دور باشیم و حتی گاه سرنگ مشترک استفاده میکنیم! اگر بشنویم این اعمال روزمره در انتقال بیماریهای اسطورهای منتسب به حیوانات موثرتر است فقط لبخند میزنیم ولی به هنگام کشتار سگ و موش و گربه همگی تخصص و توجیهات علمی آنچنانی داریم. به این گونه حیوانات شهری را می کشیم و بدون توجه به اینکه نباید به چو بدار گوسفند زنده فروش کنار اتوبان اطمینان کرد، بیماریهای گوشت گوسفندانش را نیز به همان حیوانات منسوب میکنیم. آنفلوانزای پرندگان، خوکی و بزی می سازیم و آنفلوانزای انسانی را فراموش میکنیم. بدون توجه به اینکه در کشورهای مسلمان خوک مصرف خوراکی ندارد، هنوز عامل انتقال آن را خوک میدانیم نه رعایت بهداشت انسانی.
سوسک ها، موش ها، حق حیات
موشها به لحاظ شباهت ژنتیکی در آزمایشگاه ها پیش مرگ ما میشوند و در جویهای آب، قربانی اشتباهات ما، بدون اینکه بدانیم اگر در شرایط کنونی در این شهر موشی نباشد، سوسکها چه خواهند کرد. بدون اینکه ذرّهای توجه داشته باشیم به سوسکها و مگسها که در منزلمان منزلی دارند بس آلوده تر از جوی های آب؛ و صد البته بدون اینکه لحظهای فکر کنیم که آفریدگار موش و طاووس یکی است و هر دو را حقی برای زندگی داده. در احکام مراجع تقلید کشتن جانوران مضر، در صورتی مجاز دانسته شده که راه دیگری برای دفع آنها نباشد و واضح است که چنین کشتنی حد اقل دو شرط دارد: اول اینکه ضرر حیوان برای انسان ثابت شود و دوم اینکه راه دیگری برای دفع نباشد. آزار هیچ حیوانی هم ولو مضر جایز نیست. حیوانات شهری حق حیات دارند، اما به تعداد قابل تحمل. هر حیوانی در صورت ازدیاد غیر قابل کنترل، انگل نام میگیرد و انگل نیازمند مبارزه است، ولی دلیل تبدیل موشهای شهری به انگل، اشتباهات واضح انسانی است.
اشتباهات ما، کشتار آنها
افتادن و شکستن تنگ ماهی قرمز، کلیشهای است که در بسیاری از فیلمهای ایرانی تکرار شده، کلیشهای که حاکی از اضطراب یا شنیدن خبری است بد. بالا و پایین پریدن ماهی قرمز در میان شیشه خردهها مادام که هنرپیشه فیلم طبق فیلمنامه به دادش برسد برای سازنده احتمالاً صحنهای است که چندین بار برداشت شده تا اثرگذارتر باشد. فیلم آرواره ها، کوسههای سفید را جنایتکارانی تصویر کرده که بی دلیل به انسانها حمله می کنند و پاره پاره کردن انسان تفریح آنهاست. ژورنالها همواره کوسه را درنده خوی دریاها تبلیغ کرده اند و گروههای معدوم سازی کوسه تحت عنوان ایمن سازی دریا تشکیل میشود بدون اینکه اعلام شود آمار مرگ و میر سالانه توسط حمله کوسه سفید در جهان به عدد ۷ محدود میشود.[8] این در حالیست که سالانه بالغ بر ده هزار نفر به دلیل شوک آنافیلاکتیک حاصل از گزش زنبور جان خود را از دست میدهند. خفاشها را خون آشام میدانیم در حالی که همین موشهای پرنده، روزانه چندین تن حشره را شکار می کنند و اگر نباشند، حشرات غوغایی خواهند کرد. گرگ را در طبیعت وحشی میدانیم و برای بریدن سرش جایزه میدهیم، ولی به سگهای اهلی خون می خورانیم که....
در این بین متاسفانه برخی گروههای طرفدار حیوانات نیز دلیل تعداد اندک و برای اثر گزاری بر مردم، بجای برخورد با باورهای اشتباه مردم گاه با اخبار ژورنالیستی نفت بر آتش میریزند و اطمینان مردم را از حامیان واقعی حیوانات سلب می کنند. زمانی که از بام خانهها صدای غار غار بلند است تبلیغ می کنند که در تهران کلاغی دیده نمیشود. در نمایشگاه کتاب میخوانیم در تهران دیگر پرستویی وجود ندارد. در اخبار میگویند گنجشک رفت، قمری رفت و اخیرا پروانه هم رفت. اما مردمی که میدانند پرستو کوچ رو است یا پروانه از اوایل بهار تا اواخر پائیز به شکل پروانه دیده فعالیت دارد چه فکر خواهند کرد؟
شاید بهتر باشد بجای این اخبار، مردم بدانند در قلب تهران چرا موش زیاد است و چگونه کشته میشود. بدانند که سگها و گربهها چگونه اتلاف میشوند و شاید بهتر باشد مسوولان به جای ترساندن مردم از حیوانات شهری، راه صحیح زندگی در کنار آنها را آموزش دهند. مردم در فیلمهای راز بقا دیده اند که مجری فیلم به شیرهای در حال غذا خوردن نزدیک میشود و با صدای دست او، آنها به چندین متر دورتر میروند تا مجری طعمه آنها را به تصویر بکشد و شاید بد نباشد مردم خطرات ژورنالیستی حیوانات شهری را با رفتار سلطان حیوانات مقایسه کنند. بهتر است آموزش دهیم به دلیل خطرات انسان، حیوانات ترس بیشتری از او دارند.
اغراق و راه حل بی حاصل
گاه ترسهای شایع انسانی(فوبیا) در نشریات و خبرها منتشر میشوند.[9] ترس از ارتفاع، ترس از آب، ترس از فضای بسته و ترس از حیوانات. این ترسها عمدتاً راه حلهای منطقی و روانشناسانه دارند اما در یک مورد و فقط همین یک مورد راه حل غریب است: ترس از حیوانات. تا به حال کسی برای آرامش همسرش اقدام به نابود کردن آسانسور، هواپیما و پرتگاه نکرده، اما به ترس از حیوانات که میرسیم، همواره کشتن تجویز میشود. کشتنی که تا کنون موفق نبوده و صحنههای زننده نیز ایجاد کرده، و صد البته خوش شانسیم که کسی از درخت و بوته نمیترسد. خطر موش، سگ و گربه نیز کم و بیش چنین است اینکه کدام موش جرات کرده به انسانی نزدیک شود و باعث گزش و بیماری و ترس او شود کمی مبهم مینماید و برای جلوگیری از این خطرات شاید بهتر باشد افراد کنجکاو را از دست کردن در لانه موش بر حذر داریم و برخی را از سنگ پرانی به سگ و گربه. درمان این افراد هزینه بسیار کم تری خواهد داشت.
ک مثل کپل...
ارگانهای مسوول تا کنون به چندین روش اقدام به اتلاف حیوانات شهری کرده اند. از تیر اندازی تا تله گذاری و مسموم کردن آنها توسط کارمندان مربوطه. روشهایی که نتیجهای نداشته یا نتیجه حاصل اندک بوده. روشهایی که مجریان آن در کودکی احتمالاً با مدرسه موشها سرگرم میشدند و امروز برای سرگرمی کودکانشان انیمیشن راتاتویی موش سر آشپز نمایش میدهند و بیشک در قبال کار روزانهشان توضیح قابل پذیرشی برای کودک نخواهند داشت.

روش های غیر انسانی و مضر
از یکی دو دهه قبل تا کنون برای اتلاف حیوانات شهری روشها و وسایل مختلفی به کار گرفته شده:
- تلههای کشنده فنری: این دامها با ضربه منجر به اتلاف جوندگان کوچک میشوند. برای شارژ و کار گزاری مجدد نیازمند تماس دست و شارژ فنر برای عمل مجدد هستند. اجساد متلاشی شده به این روش خود آلوده کننده محیط بوده و در صورت عدم جمع آوری به موقع، توسط سایر جانوران به عنوان منبع غذایی مورد استفاده قرار میگیرند که انتشار بیشتر آلودگی را در پی دارد.
![]()
- توزیع غذای کشنده یا مسموم: استفاده از طعمههایی که ترکیبی است از قطعات اسفنج، چربی و خرده شیشه باعث جلب موشها توسط بوی چربی شده و بعد از مصرف توسط موش، منجر به ایجاد زخم و خونریزی در مجرای گوارش حیوان میشود. حیوان مصدوم بعد از تحمل رنج و سختی فراوان با گذشت چندین ساعت تا چندین روز به دلیل خونریزی گوارشی از بین میرود.
طعمههای مسموم نیز علاوه بر آلوده سازی محیط زیست، منجر به فلج عصبی یا عضلانی شده، پس از گذشت مدت طولانی تحمل درد و رنج، انقباضات شدید عضلانی، تهوع و دل درد، حیوان را از پای در میآورد.[10] در هر دوی این روشها جانور با احساس کسالت به خانه امن خود در سوراخهای زیرزمینی پناه میبرد و پس از مرگ متلاشی شده یا توسط سایر حیوانات خورده میشود. زجر آور بودن و آلودگی حاصل از این روش قابل چشم پوشی نخواهد بود. لازم به ذکر است که پس از مدتی حیوانات به سمهای به کار رفته ایمن شده یا با مصرف سبزیجات دارای ویتامین K سم را بی اثر می کنند.[11] از طرفی به دلیل برخورداری از هوش و قوه بویایی مناسب، گاه از مصرف آنها خود داری می کنند. در سالهای گذشته ارگانها برای جمع آوری موشهای مرده اقدام به خرید کیلویی جسد موش از مردم می کردند که مشکلات بهداشتی آن برای مردم نیاز به توضیح ندارد.
- تلههای چسبی: این دامها با جذب حیوان به سمت سطوح چسبناک، سبب چسبیدن آن به سطح دام شده و تقلای هر چه بیشتر برای رهایی، باعث درگیری بیشتر خواهد شد که ماحصل شکستن انگشتان، دست و پا و گاها دم خواهد بود. جانور برای مدت طولانی در شرایط غیر قابل توصیف زنده خواهد ماند و در صورت عدم جمع آوری به موقع و معدوم سازی صحیح، از گرسنگی خواهد مورد. گزارشات شاهدان از نحوه جمع آوری و اتلاف آنها نیز گویای روشهای بدوی و شنیع اتلاف آنها به شکل له کردن توسط انسان یا ماشین است. این دام ها برای سایر موجودات و پرندگان نیز خطرناک بوده و لازم به ذکر است که تولید و فروش این گونه تله به دلیل زجر دادن خارج از حد حیوانات از طرف گروههای طرفدار حقوق حیوانات در کلیه کشورهای پیشرفته شدیدا مورد انتقاد و مبارزه قرار دارد.
- تیر اندازی مستقیم: این روش سالیان متمادی برای اتلاف سگ و گربه مورد استفاده بوده ظاهراً اخیرا توسط تفنگهای ساچمهای برای موشها نیز به کار میرود.[12] فارغ از خطرات تیر اندازی در محیط شهری و آلودگی حاصل از متلاشی شدن و خونریزی، در موارد غیر قابل چشم پوشی حیوانات زخمی و نیمه جان به حال خود رها شده یا در مکانهای دیگر تلف شده و باعث آلودگی میشوند و یا با سختی فراوان به زندگی ادامه میدهند. تیر اندازان گاه رغبتی برای صید حیوان مصدوم ندارند. در مقابله با موش و جوندگان کوچک به این روش، آمارهای ۳۰۰ الی ۱۵۰۰ تایی اتلاف روزانه هر شکارچی چندان اثرگذار نمینماید.
افزون بر مسایل فوق، چند سالی است که دوستداران حیوانات برای کمک به حیوانات تیر خورده و رها شده و یا صید آنها و جلوگیری از اتلاف آنها اقدام به راه اندازی پناهگاههایی[13] کرده اند که ضمن تیمار حیوانات به عقیم سازی آنها نیز اقدام می کنند. در یکی از این مراکز[14] ، سگی که بیش از ۱۳ زخم گلوله بر بدن داشت و "آبکش" نام داشت تبدیل به جاذبه ای دیدنی شده بود.چنین مراکزی تا کنون فقط در حیطه سگهای شهری و حومه فعال بوده اند و به دلیل مشکلات بیشمار سابقهای از اقدام مشابه برای گربهها یا ارایه راه کار برای موشها و دیگر حیوانات موجود نیست.
عقیم سازی، تقلید اشتباه
در سالهای اخیر، بخشی از طرفداران حیوانات برای مقابله با تعداد زیاد برخی حیوانات خاص شهری، طرحی برای عقیم سازی آنها ارایه و تبلیغ می کنند. این طرح فارغ از غیر عملی و بی حاصل بودن مشکلات عدیدهای را یدک میکشد که به چند نمونه اشاره میشود.
اول اینکه طرح فوق تقلیدی است از اقدامات گروههای مشابه در کشورهای آمریکای شمالی. در چنین کشورهایی که در زمینه حقوق حیوانات بسیار پیشرو هستند، عملا سگ و گربه شهری وجود خارجی ندارد و اقدام به صید موارد بسیار معدود رها شده و عقیم سازی و واگذاری آنها با گزارش مردم چندان هزینه بر نیست. حیوان پس از انجام این اقدامات، در قبال پرداخت مبلغی، به اشخاص علاقمند واجد صلاحیت واگذار میشود و در بازههای زمانی خاص جهت اطمینان از نگهداری اصولی و وجود شرایط مناسب زیستی برای حیوان، محل نگهداری مورد بازرسی قرار میگیرد. بودجههای گروههای مورد اشاره و امکانات آنها با موارد داخلی غیر قابل مقایسه است.
دوم اینکه عقیم سازی صرفاً زمانی منجر به کاهش تعداد و کنترل یک گونه میشود که شتاب عقیم سازی از شتاب تولید مثل حیوانات پیشی بگیرد. در شهری که آمار حد اقل یک میلیونی گربه داریم، سالانه ۲ الی ۳ میلیون گربه تولید میشود و بی شک عامل محدود کننده نه عقیم سازی که میزان غذای مورد نیاز آنهاست و جای خالی بچههای نمونه های عقیم شده توسط سایر بچهها پر میشود.
سوم هزینه هر عقیم سازی حدود هفتاد هزار تومان بر آورد میشود. عددی که در صورت محاسبه با حاصل آن میتوان اقداماتی بسیار موثرتر در کنترل نسل طبیعی حیوانات انجام داد.
چهارم تلاش بی نتیجهای که چند سال قبل در این زمینه انجام شد بیانگر عدم توانایی گروههای طرفدار عقیم سازی انبوه در کنترل گربهها بود و اتلاف هزینه. مضافا اینکه ظاهراً در این راه چندین مورد اشتباهات جراحی منجر به فلج شدن و قطع اعصاب گربهها شده است.
پنجم اینکه برخی ارایه طرح بی مطالعه عقیم سازی گربهها را از سوی تعداد معدودی متخصص مناسب نمیدانستند و به هدر رفتن تک بعدی سرمایهها نقد داشتند. گاها شنیده میشد که گربههای شهری به دلیل نداشتن حامی و متولّی خاص، صرفاً برای آموزش به دانشجویان مورد استفاده قرار میگیرند و مراقبت لازم از آنها به عمل نمیآید.
ششم اینکه حیوانات به صورت طبیعی حق تولید مثل دارند. امکان زاد آوری توسط انسان به حیوان عطا نشده که توسط او گرفته شود. با تغییر منطقی شرایط بهداشتی شهر، جمعیت گربهها به صورت طبیعی و با زاد آوری کم تر کاهش خواهد یافت.
برخورد سایر کشورها با حیوانات شهری
در کشورهای اروپایی و آمریکایی تنوع و برخورد با حیوانات شهری با ایران تفاوت فاحش دارد. تعداد کبوترهای شهری، کاکایی( نوعی مرغ دریایی)، سنجاب، راکون و مارموت(جوندهای بزرگ شبیه موش و سنجاب ولی بزرگتر از گربه) غیر قابل باور است.

در بسیاری از پارکهای شهری و طبیعی مردم به عنوان تفریح به غذا دهی به آنها میپردازند و با آنها عکس میگیرند. در برخی مناطق مانند فضاهای خصوصی، آموزشی و دولتی، تابلوهای ممنوعیت غذا دهی به حیوانات نصب شده و بدون برخورد قهر آمیز، کسی غذا دهی نمی کند.



شهرداری اطلاعیههایی را برای منازل توزیع می کند مبنی بر اینکه غذا دهی به کاکاییها باعث تنبلی آنها شده و این کار باعث کوچ نکردن و مرگ آنها در سرمای زمستان میشود. گاه در حیاط های غیر محصور علایمی مبنی بر ممنوعیت دفع فضولات حیوانات دست آموز نصب شده و هشدار داده شده که در صورت عدم تمکین، طبق قانون تا ۵۰۰ دلار جریمه خواهید شد. در معابر صاحب حیوان موظف است فضولات حیوان را جمع آوری و به طریقه مناسب دفع کند
![]()
. در این شرایط و در روزهای خاص سال که مخصوص اسباب کشی است، برخی که منزل جدید بدون حیوان (pet free) انتخاب کرده اند، به دلیل هزینههای هنگفت پانسیون کردن حیوان و یابا خوابانیدن(اتلاف انسانی و بی درد)، با علم به وجود گروههای رسیدگی کننده به امور حیوانات رها شده، اقدام به رها سازی حیوان خود می کنند. در این روزها آمار مشاهده، گزارش و صید سگ و گربههای رها شده توسط گروههای مربوط در بالاترین سطح قرار دارد.
راکون، گونه شایع و خطرناک این کشور هاست که همه چیز خوار بوده و قادر به ورود به سطلهای زباله و تغذیه از زباله هاست. جثه بزرگ(بین سگ و گربه) و دندانهای خطرناک آن به راحتی به او امکان ایجاد خطر برای انسان را میدهد. با این اوصاف به دلیل طراحی خاص ظروف زباله، رعایت بهداشت، دفع و جمع آوری مناسب زباله و رعایت قانون توسط شهروندان، آمار گزش توسط این حیوان و گونه های دیگر نظیر سنجاب در گسترهٔ این کشورها نزدیک به صفر است و آمار تکثیر حیوانات شهری تحت کنترل.
چاره کار
شکی نیست که تعداد زیاد موش در شهری چون تهران، آن را تبدیل به انگل شهری ساخته. از طرفی اتلاف آنها به هر طریق و روشی، بدون در نظر گرفتن اصول انسانی و حقوق حیوانات، منطقی، علمی و مشروع نیست. راههای جاری نه احترامی برای حقوق حیوانات قایل است و نه اثر مناسب داشته است با توجه به آهنگ تکثیر حیواناتی نظیر موش، روشهای مقطعی نه تنها کار ساز نیست، بلکه سبب هدر رفتن بخش زیادی از دارایی های ارگانهای مرتبط میشود. و اما راه حل چیست؟
جلوگیری از مزاحمتهای متقابل انسان و حیوان، به خصوص در مورد موشهای شهری که از حد بحران عبور کرده، میبایست با برنامه ریزی مناسب و دقیق، به صورت پیگیر و غیر مقطعی، در فازهای مختلف زمانی به توالی انجام گیرد.
اقدامات کوتاه مدت: برای محدود سازی فعالیت موشها در سطح شهر در کوتاه مدت، میتوان کسری از بودجه کنونی را صرف تحقیق، طراحی و تولید وسایلی کرد که با تولید اصوات آزار دهنده، حضور آنها را در سطح شهر کم می کند. با توجه به اینکه آستانه شنوایی انسان زیر ۲۰ کیلو هرتز و آستانه شنوایی موشها تا ۳۵ کیلو هرتز میباشد، فرستندههای اولترا سونیک با تولید صدای بین ۲۵ الی ۳۵ کیلو هرتز و با شدت مناسب و آزارنده برای موش ها، قابلیت جلوگیری از حضور موش در مکانهای خاص را خواهند داشت.[15] وسایل مشابه در کشورهای نام برده موجود است و با توجه به پیشگیری از مرگ حیوانات و عدم آلوده کنندگی محیط با سموم دفع آفات، در موارد محدود استفاده مورد حمایت حامیان حقوق حیوانات واقع میشود، مشروط به اینکه در فاز مطالعاتی عدم اثر گذاری مضر آن بر گونههای بی آزار شهری نظیر انواع پرندگان به اثبات برسد و استفاده از آن به جهت ایجاد استرس برای حیوانات به صورت موقت باشد .در این فاز میتوان به آگاهی رسانی عمومی و تجهیز جهت فازهای بعد اقدام کرد.
اقدامات میان مدت: شامل تجهیز شهر و تاسیسات شهری برای جلوگیری از دفع نا صحیح زباله در جوی ها، آغاز فرهنگ سازی عمومی و ارایه آمار، ارایه اطلاعات و دانش لازم به مردم و بارگذاری صحیح مساله در ذهن جامعه. در این مرحله میتوان ساز و کار بازیافت زباله شهری را به صورت علمی و قابل اجرا و همه جانبه آغاز کرد. همچنین ایجاد گشتها و اکیپهای بازرسی جهت برخورد با خاطیان و معرفی به مقامات مسوول، راه اندازی اکیپهای دائمی نظافت شهری در مناطق پر رفت و آمد، ضمن ترغیب مردم به همیاری در رعایت بهداشت شهری و هزینه کردن در راه درست، نتایج مناسبتری در بر خواهد داشت.
اقدامات بلند مدت: در این مرحله نیز میتوان ضمن تکمیل فازهای قبل، اقدام به طراحی و اصلاح تاسیسات زیربنایی شهری و بهسازی معابر و جویها کرد. تخریب و انسداد ورودی حفرههای زیر زمینی، مکانیزه کردن اصولی دفع زباله، بازرسی دائمی جهت توالی امور فوق، ضمن کمک به ارتقای محیط شهری از نظر بهداشتی و بصری، از ازدیاد نسل کنترل نشده حیوانات شهری خواهد کاست. این کار سبب جلوگیری از آزار و شکنجه حیوانات شهری خواهد بود چرا که کاهش منابع غذایی به صورت طبیعی کاهش و کنترل نسل را در پی دارد .در این صورت حیوانات شهری که امروز به عنوان انگل از آنها نام برده میشود، تبدیل به حیوانات شهری غیر مزاحم شده و تحت چنین شرایطی، عقیم سازی، درمان بیماریها و صید و نگهداری نمونههای معدود مزاحم توجیه منطقی دارد. در صورت اجبار به اتلاف تعداد محدود این حیوانات میتوان با تایید گروههای حامی حقوق حیوانات به اتلاف انسانی(خوابانیدن) و بدون درد و زجر حیوانات طبق روش های تایید شده و به روز جهان اقدام نمود، مشروط به اثبات ضرر و بیماری. در چنین شرایطی مردم از دیدن تابلوهای ممنوعیت غذا دهی به حیوانات در برخی مناطق معدود، نه تنها متعجب نخواهند شد بلکه به دلیل رویت نتیجه مطلوب، به آن احترام خواهند گذاشت.
در حال حاضر با توجه به آموزههای دینی افراد بسیاری بخصوص در فصل سرما مبادرت به غذا دهی به حیوانات نیازمند مینمایند. با توجه به اینکه حیوانات با درک صحیح معمولاً از این افراد ترس کم تری دارند، میتوان با کمک آنها اقدام به دارو دهی و درمانهای انگلی حیوانات نمود و نمونههای مبتلا به بیماریهای حاد را به سرعت تشخیص داد. این افراد برای درمان احتمالی و یا اتلاف انسانی آنها بهترین کمک و گزینه خواهند بود.
نتیجه
مزاحمت متقابل انسان و حیوان شهری، مستقیماً معلول اشتباهات انسانی است. در صورت برخورد علمی، منطقی، شرعی و اخلاقی میتوان در کنار حیوانات شهری بدون مزاحمت زندگی کرد، چرا که آنها شرکای ما در شهرها هستند. یادمان باشد تبلیغ برای نابودی کامل یک گونه در گامهای بعد تبدیل به تبلیغ آلودگی و بیماری کلاغ، قمری، کبوتر، گنجشک و بلبل خواهد شد و چه بسا پروانهها و درختان و در آینده نتیجه ای نخواهد داشت جز شهری از گل و خشت و آهن و شیشه. شهر بدون حیوان و گیاه، بی روح و کسل کننده است.
به خاطر داشته باشیم که سابقه تاریخی هزار و سه هزار و هفت هزار سالهای که در تبریکهای نوروزی به یاد میآوریم، با عبور از چراغ قرمز، تعویض روغن بر سطح شهر و پرتاب زباله از شیشه خودرو چندان تناسبی ندارد. کارهایی که حتی در آمریکای ۳۲۰ ساله و امارات ۳۲ ساله نیز رخ نمیدهد.
و به ذهن بسپاریم که ظاهراً حتی دوستداران حیوانات نیز موشها را دوست ندارند. موشهایی که در تمام برنامههای کودک، نمایه کامل شیطنت، بازیگوشی و مظلومیت هستند.
و بدانید که
آنها انتظار محبت ندارند. آنها را نکشید.
شهرام امیری شریفی
حامی حقوق حیوانات









